تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
شهر دل
به شهر دل خوش امدی...به طراوت ذهن...به ائینه رویا.....به پاکی درونت خوش امدی...اندکی در این خلوت دل انگیز با خودت خلوت کن..بیشتر فکر کن...نگاه کن..اندیشه کن...انچنان که میخواهی و دوست داری باش..رنگ تعلق نگیر..بی رنگ باش و زیبا...در بیرنگی ارامشیست که رنگها ندارند...همچون زلال اب...شفاف و بی رنگ..بگذار دیگران از تو و در تو رنگ بگیرند... کمی در این ارامش ذهنت بروی خیال دراز بکش..خستگی از تن بگیر....فکر کن...دوباره..مقابل دیدگانت شهریست که همیشه به دنبال ان بودی...پس در شهر رویائیت گشت و گذاری کن...از مناظرش لدت ببر..از هوای خوشش تنفس کن...خوب بودن راحت است...خوب باش..یقین دارم میتوانی...شک نکن....دوستتان دارم. حمید

2 نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 3:39  توسط حمید  |