تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
همخوابه با دريا...دلداده به باران...

دلتنگيم بيش از كلمات روي كاغذهاست...حتي گفتنش هم دردي از من دوا نميكند... همه امشب را مثل هر شب تا صبح فكر كردم...سيگار كشيدم و مچاله تر شدم...حميد

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 5:1  توسط حمید  |