به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
یادگاری...
يك فندك قديمي يك دنيا حرف! خاطراتيكه كنار همين فندك اتش گرفته اند! ديگر چه فرق ميكند گم شدنش! وقتيكه سالهاست تو گمشده اي! يك فندك قديمي يك دنيا حرف! حميد
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 0:23  توسط حمید
|
با تشكر از تو عزيزم كه نوشته اي حقير مرا ميخواني...اين متنها همگي دست نوشته هاي من است...اگر شعري يا مطلبي از كسي نقل شود در انتها نام نويسنده و يا شاعرش ثبت خواهد شد. هدف از اين صفحه كوچك دل كه بازش كردم آن بود كه تبادلي در انديشه كنيم..من از تو بياموزم..تو نيز از من...با هم مهربانتر باشيم..و فكر نكنيم تنها هستيم..و كسي نميداند..يا درك نميكند...من يقين دارم كه همانند ما كه هم ميدانند و هم دركش را دارند كم نيستند...بيا در اين دلكده با من باش..اگر خوب بودم...از من بياموز..اگر بد بودم..مرا اندرز بده...هر كه هستيد و با هر عقيده دوستتان دارم...تنها عشق بورزيد . مهربان باشيد كه انچه هر چه بلندتر باشد كوتاه است دقايق عمر است...به اميد دنيائي بهتر از اين اشفته بازار كه در ان حرمت انسانها شكسته است..بال عشق شكسته است..به اميد دنيائي ازاد از جهل و خرافات...دنيائي روشن از نور....عشق...كوچك همه شما:حميد