تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
ستاره بارانی در خورشید...
تقديم به گرمترين خيال...

خورشيد درچشمان توست
و من زائرِ سياهيها
سالهاست كه ميگردم
نگاهم كن
آتشي از اشعه خورشيد
ظلمتُ ترديدها را ميسوزاند
و من در سفري
به داغترين ستاره كهكشان
حياتِ نا ممكن بروي خورشيد را
ممكن ميكنم!
آتش، آتش را نميسوزاند
آتش عاطفه تو
از جنسِ آتش قلبم بود
نا ممكن ترين خيال
در خيالِ تو ممكن شد

حمید

2 نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 6:41  توسط حمید  |