چه دارم جز این واژه ها...
چه مانده برايم!
جُز قلبيكه تكه هايش
سالهاست
كه در هر گوشه اي
خودش راجا گذاشته است!
چه مانده برايم؟
جز شرمُ خاطره!
و هنوز
چه دارم بجز
همين قلب!
من از صداي خنديدنها
من از گريه هاي آخر
من از شكست
من از پايان
من از اخر
شروع كردم!
چه دارم بجز
همين قلب!
من در واديِ بدنامي
چه دارم بجز
همين قلب!
چه مانده برايم
جُز قلبيكه هنوز
تكه تكه ميتپد
چه دارم!
من جُز اين زخمِ هميشگي
چه مانده برايم؟
من جُز اين قلب
اين ياغيِ رسوا
پريشان شده در خاطره
جُز اين چه دارم؟
آنهم براي تو
قلبم براي تو
حميد

