تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
ماهیهای آزاد

من نمیدانم که چرا ماهیهای آزاد زمان تخم ریزی بر خلاب جهت آب بالا میپرند و به سمت بالای رورخانه و مناطق کم عمق میروند...چرا این سختی و این دشواری را با سماجتی خاص دنبال میکنند!!! و چرا همچون دیگر ماهیها نمیخواهند همان گوشه های امن را انتخاب کنند و تخمهایشان را رها سازند!!!میدانی در حیوانات و انسانها احساسات مشابهی هست...انسانها هم بعضی ترجیح میدهند گوشه آرامی داشته باشند و کاری ندارند چه به روز هم نوعشان خواهد آمد...بعضی همچون ماهی آزاد شنا کنان بر خلاف مسیر رودخانه های پر خروش حرکت میکنند..و اینکار را با سماجتی خاص ادامه میدهند...بعضیها سکوت میکنند..و بعضی میمیرند تا سکوت شکسته شود....ماهی آزاد هم وقتی تخمهایش را در بالای رودخانه بریزد میمیرد...چه تفاوتی دارند ادمها....تو چگونه ای؟!!!سکوت میکنی و به ارامش گوشه خویش میروی و یا سکوت را خواهی شکست؟!!!!نمیدانم ...فقط میدانم آب راکد مانده فاسد میشود..باید جاری بود ...باید جائی سکوت را شکست...اگر ماهی آزاد نیستی لا اقل کوسه ماهی هم نباش!!!!دلم انبوه فریاد است و لبم در سکوت دوخته....چه بگویم که تو خود بهتر از من واقفی...حمید

2 نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 15:21  توسط حمید  |