تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
wonderful life

دردهائی که به بشریّت رفته است با چند سطر و یا یک کتابخانه کتاب نوشتنی نیستند. گوشه به گوشۀ این جهان پر از فریاد کودکانیست که بر جنازۀ پدرانشان گریسته اند. و همسرانی که نعش خون آلودِ شوهرانشان را تا آسمان بدرقه کرده اند. دنیائی که تا بوده, سیمهای خاردار و گلوله به حنجره های معترض ارزانی داشته است.

جهانی که در آن جمعی برای دیگران تصمیم گرفته اند و صدای مظلومیّت بشریّت در جا به جای این هستی همچنان شنیده میشود.

مصلوب

چه کسی به گریه های تو جواب خواهد داد؟!

چه کسی جز تو دردهائی که بر تو رفته را خواهد فهمید!!

چه کسی خاطراتِ این خانه های ویران را جز تو دوباره مرور خواهد کرد!

چه کسی حتی میتواند ذرّه ای از دردهای تو را مرهم بگذارد!

همانندِ مسیح که بر صلیبش جان داد,

تو نیز دنیا را بر دوش گرفته ای!

و بر صلیبِ نا عادلانۀ زندگی,

تا آخرین نفسهای حیات,

بر ظلم و کینۀ نامردمان چشم خواهی دوخت...

فردا,ابدّیت برای توست...

توئی که مصلوبِ این زندگی شده ای...

توئی که نامِ انسان را با دستهای چهار میخ شده ات متحمّل میشوی!

توئی که به خاطرِ زندگی, بر صلیب شده ای...

حمید

NO need to run and hide

It's wonderful wonderful life

نگاه کن که سیمهای خاردار آزادی را محبوس میکنند!

No need to hide and cry

It's wonderful wonderful life

نگاه کن بر خرابه های کُزوو ورنجی که در سراسرِ گیتی همواره سایه گسترست. باید بیشتر دید...و فکر کرد

Look at me standing

Here on my own again

Up straight in the sunshine

کودکان دیروز,امروز,فردا...چه میخواستند جز آرامش و زندگی؟! و این داستان زندگی از آغاز بوده و هست

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 10:0  توسط حمید  |