
برمیگردم صدايم را بردارم
برميگردم دستهايم را بردارم
برميگردم...برميگردم..بگذاريد برگردم
برميگردم خواهرم را ببويم
برميگردم حيوانم را بشويم
برميگردم..برميگردم..بگذاريد برگردم
ته چمدانم پر از شمع روشن
چند تا برگ سوخته گذر نامه من
لب استين من خيس از بغض رامسر
ته كفش من پر از گلهاي پر پر
برميگردم..برميگردم..بگذاريد برگردم
برميگردم ديروزم را بردارم
برميگردم هنوزم را بردارم
بي سايه ام درخت بي زمينم
برميگردم ميوه ام را ببينم
بر ميگردم..برميگردم..بگذاريد برگردم
شعر از استاد شهیار قنبری