تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
اسم مرا صدا کن

اسم مرا صدا کن
با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه
ای شعر عاشقانه

غمگین ز بی تو ماندن
با عطر تو عجینم
دور از امید و باور
دلخوش به این بهانه

زیر غبار حسرت اسم مرا صدا کن
با من بخوان دوباره صد شعر وصد ترانه

ابر غریب غصه غمگین ز راز چشمت
گریه ولی باران بی نام و بی نشانه

اسم مرا صدا کن...

قهر سکوت تلخت هم راز هق هق ام شد
مرهم جز این نباشد در ظلمت شبانه

با خود اگر چه دورم سر تا به پا تو هستم
از تو به خود رسیدم پر شور و عارفانه

ای موج سرکش شب دریای برد باری
من زورقی شکسته ام در شام شاعرانه

اسم مرا صدا کن با من ولی غریبه
ای حرمت ترانه ای شعر عاشقانه

اسم مرا صدا کن...

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 11:51  توسط حمید  |