تبليغاتX
رودخانه آبی
رودخانه آبی
به رودخانه من... به جاری بودن...به زلال بودن...به اندیشه..خوش آمدید
عزیزی روی تخت بیمارستانه که نفسمه...

کاش من نباشم و کاش نفسم اینجا تموم بشه که اون نفس بکشه....

اگه دلت پاکه یا ناپاک فقط استدعای دعائی دارم از تو.....

 

به حق همه دلهای شکسته خدایا همه مریضها را شفا بده.....

 

خدایا چراغ کم نور خانه ها را خاموش نکن.....

 

دیوان شعرش بر طاقچه مانده...خودش بروی تخت بیمارستان...

 

خدایا نفسش را بازگردان که سخت لرزانم از فکری تلخ.....

 

استدعای دعائی دارم ....مخلص همتان حمید

2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 12:56  توسط حمید  |