زندگي چيز غريبيست نميدانم چيست....

شايد ان لحظه ديدار تو باشد در فکر....

شايد ان زمزمه هر شب و هر لحظه ماست....

كه ميان دل افكار تحرك دارد....

اينهمه در به دري....

اينهمه راز و نياز....

شايد ان مبهم ابي باشد....

كه نهان است زچشم....

زندگي چيز عجيبيست....

نميدانم چيست....

حس يك منظره كوچك و سبز ...

كه ميان دل كوه....

چشم را روي خيال....

ميبرد تا خورشيد....

زندگي چيز عجيبيست كه در جاري ان....

ميشود بهتر بود....

ميتوان جاده كشي....

و بسوي همه خوبيها....

انطرفها كه هوا خوش تر از اينجاست....

دمي با خود بود....

ميتوان زيبا ديد....

ميتوان زيبا بود....

ميشود ظلم نكرد....

زندگي چيز عجيبيست....نميدانم چيست....

یکی از اشعار خودم بود. لطفا کپی کردید نام شاعر را درج کنید.حمید