پروازي روي نسيم!!!خوشبو...ابرهاي گرفته و تاريك....نم نمهاي باران كه صورتم را مرطوب ميكند....تنفس يك بوسه!!!هواي تو دارد لحظه هاي سكوت!!!رودخانه اي كه در پيچ و خم جاده راه ميپيمايد....نشئه يادي خوشبو!!!چشمهاي شيرينت!!!نگاه من كه براي تو به پرواز در امده است!!!گلهاي وحشي خوشبو...جاده باران خورده و خيس!!!دامنه اي كه سبز شد از خيالت!!!باران كه تندتر ميبارد!!!هواي خوش مستي و چشمانم كه خيال خواب را در رويايت  ميپروراند...دستهاي خسته من....نوازشهاي باراني تو....صورتت را دوست دارم!!!!نوازش انگشتانت كه صورتم را مرطوب كرد....پك سيگاري كه مرا ارام ميكند....ان كلبه دور و قديمي!!!جنگل مه گرفته راز ميان چشمانت!!!بوسه هاي مرطوب كه اتش ميزنند!!! سفيدي پوستت را دوست دارم...دستهايت مال من است....اغوش پر وسوسه تو....سايه ام كنار ميز نشسته است....با هم چاي خورديم....به من اجازه صحبت ميدهي؟!!!! حرفهايم تمامي ندارد....انعكاس تصويرم در چشمه اب...لرزان و مبهم!!!گنگي چشمهاي من وقتي از تو مينويسد....بالهاي بسته و من كه شوق پريدن دارم....نيمه شب تب كرده و داغ!!!!هواي خوش احساست....دقايق خوشبو....يك ليوان چاي داغ و التهاب سينه ام از پكهاي مكرر  سيگار....صدايت كردم در ارامش خيال!!!سرزمين من از تو نور ميگيرد....سرزمين را را روشن كن!!!دلم هواي ترا دارد...نيمه تاريك من!!!دستم را روي پيشاني  گذاشتم....چشمهايم خيره ماند به نگاهي از تو!!!خنديدنت را دوست دارم...خيال سبز روئيدن احساس!!! من ماهيها را دوست دارم....بركه را...و نشستن روبرويت را و فنجاني چاي كه ترا مهمان كنم!!!ساعتهاي خوشبو...دقايق تنهائي...من اينجا نشسته ام...زير نور كم اتاق....دستهايت را به من بده!!!نوازش نرم دستانت با من است....در تو گم گشتم!!!خيال بوسه دارد لبهايم...ميخواهم كمي بخوابم در اغوشت....جاي امن سروده هايم...چشمهايت را دوست دارم...دريچه انديشه هايت...موهاي طلائيت را شانه ميزنم....گلهاي خوشبوي وحشي....موهاي طلائيت را با خوشبو ترين گلها خيال انگيز تر ميكنم!!!دستانم مال توست...دوستت دارم...حميد