تصور کن...
|
تصور كن اگر حتي تصور كردنش جرمه اگر با بردن اسمش گلو پر ميشه از سرمه تصور كن جهاني رو كه زندان توش يه افسانست تموم جنگاي دنيا شدن مشمول اتش بس كسي اقاي عالم نيست برابر با همن مردم ديگه سهم هر انسانه تن هر دونه گندم بدون مرز و محدوده وطن يعني همه دنيا تصور كن تو ميتوني بشي تعبير اين رويا |
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۴ ساعت 23:21 توسط حمید
|